چکیده: امام خمینی (س) در روز بیستم جمادیالثانی روز كوثر ولادت فاطمه زهرا (س) 1321ق/ 1281ش، در خانوادهای از اهل علم و مبارزه و تقوا و هجرت دیده به جهان گشود و در پنج ماهگی، پدرش آقا مصطفی به جرم حمایت از مظلومین به دست اشرار محلی به شهادت رسید. روحالله در آغوش مادری مهربان (بانو هاجر) و سرپرستی عمهای دلسوز (صاحبه خانم) و دایهای پرهیزگار (ننه خاور) پرورش یافت و همزمان آموزشهای اولیه سواركاری و تفنگداری و تیراندازی را طی كرد.
انا اعطیناك الكوثر ... (سوره كوثر) ای پیامبر، ما به تو كوثر (خیر كثیر) بخشیدیم ...
امام خمینی (س) در روز بیستم جمادیالثانی روز كوثر ولادت فاطمه زهرا (س) 1321ق/ 1281ش، در خانوادهای از اهل علم و مبارزه و تقوا و هجرت دیده به جهان گشود و در پنج ماهگی، پدرش آقا مصطفی به جرم حمایت از مظلومین به دست اشرار محلی به شهادت رسید. روحالله در آغوش مادری مهربان (بانو هاجر) و سرپرستی عمهای دلسوز (صاحبه خانم) و دایهای پرهیزگار (ننه خاور) پرورش یافت و همزمان آموزشهای اولیه سواركاری و تفنگداری و تیراندازی را طی كرد.
دوره اول (از 1281- 1300ش)
دوران كودكی و نوجوانی روحالله همزمان با بحرانهای سیاسی و اجتماعی ایران سپری شد. وی از همان ابتدای زندگی، با درد و رنج مردم و مشكلات جامعه آشنا بود و تأثر خود را با ترسیم خطوطی به صورت نقاشی بروز می داد، و همراه خانواده و اطرافیان در سنگر دفاع ساخته و پرداخته و در كوران حوادث و مسائل به مجاهدی تمام عیار تبدیل می شد. برخی از حوادث متأثركننده این دوران مثل بمبباران مجلس در نقاشیها و مشقهای خوشنویسی دوران كودكی و نوجوانی او منعكس شده و در دسترس است. از جمله قطعه شعری است در دفترچه یادداشت دوران نوجوانی (9-10 سالگی) با عنوان: «غیرت اسلام كو جنبش ملی كجاست» خطاب به ملت ایران:
هان ای ایرانیان، ایران اندر بلاست
مملكت داریوش دستخوش نیكولاست 1
میتوان از آن نوشته به عنوان اولین بیانیه سیاسی دوران نوجوانی روحالله یاد كرد، و دغدغه ذهنی او را راجع به مسائل مملكتی فهمید. تمایلات روحالله نسبت به قهرمانان و مبارزان تا حدی است كه در نهضت جنگل، وی با سخنرانی و سرودن شعر در وصف میرزا، اقدام به جمعآوری كمكهای مردمی برای حمایت از نهضت جنگل نموده و بالاخره مصمم می شود كه خود شخصاً به نهضت جنگل بپیوندد. و در فرصتی به جنگل سفر میكند و پایگاه میرزا را از نزدیك میبیند. 2
تحصیلات روحالله
روحالله با بهره وری از استعداد فوقالعاده، رشتههای مختلف علوم را به سرعت طی كرد. علاوه بر فقه و اصول و فلسفه، عرفان را نیز در عالیترین سطح نزد اساتید برجسته آن زمان در خمین، اراك و قم طی كرد و در مدت 6 سال جهش فوقالعاده ای داشت حتی اسفار را پشت سر گذاشت و از فضلا و شخصیتهای برجسته حوزه علمیه قم به شمار میآمد. 3
اولین خطابه رسمی روحالله
روحالله ضمن تحصیل در اراك در ایام 19 سالگی در مراسم بزرگداشت « ركن اعظم مشروطه» مجتهد طباطبائی اولین خطابه خود را قرائت كرد و تحسین حاضرین را برانگیخت. این خطابه در واقع بیانیۀ سیاسی بود كه به جهت قدردانی از زحمات و خدمات علمدار مشروطیت از جانب حوزه علمیه اراك از زبان یك طلبه جوان قرائت میشد. 4
از قول روحالله نقل شده « ... پیشنهاد شد منبر بروم، استقبال كردم آن شب كم خوابیدم، نه از ترس مواجه شدن با مردم، بلكه به خود فكر میكردم فردا باید روی منبری بنشینم كه متعلق به رسولالله است. از خدا خواستم مدد كند كه از اولین تا آخرین منبری كه خواهم رفت، هرگز سخنی نگویم كه جملهای از آن را باور نداشته باشم 5 و این خواستن عهدی بود با خدا بستم، اولین منبرم طولانی شد، اما كسی را خسته نكرد ... و عده ای احسنت گفتند، وقتی به دل مراجعه كردم از احسنت گوییها خوشم آمده بود، به همین خاطر دعوت دوم و سوم را رد كردم و چهار سال هرگز به هیچ منبری پا نگذاردم.» 6
دوره دوم زندگی روحالله (از 1300ش-1320)
این دوره از زندگی روحالله با هجرت به قم آغاز شده است، با سیاستهای دینزدایی رضاخان و تا 1320 ادامه دارد، در این دوره روحالله مشغول تحصیل و تدریس و تألیف كتاب و آشنایی با علمای برجسته مبارزی همچون حاج آقا نورالله اصفهانی و مدرس و برخی دیگر می باشد. در این دوره اختناق رضاخانی؛ هدف علما حفظ حوزه قم بود. اهمیت آن در آن زمان كمتر از تأسیس حكومت اسلامی در سال 57 نبود. 7
دوره سوم (از 1320-1340)
این دوره از زندگی امام با چهل سالگی آغاز میشود و مصادف است با دو حادثه مهم؛ یعنی بروز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، خروج رضاخان از ایران و آغاز سلطنت محمدرضا. بنا بر اعتقاد امام این زمان فرصت مناسبی برای قیام اصلاحی بود. با همه كوششها و اقدامات روحالله قیام مورد نظر صورت نگرفت. امام در این دوره عالمی است كامل و جامع الشرایط، رهبری است هوشیار با پشتوانه دانش و بینش سیاسی با كولهباری از تجربه دوران 20 ساله رضاخانی، كه شناخت كاملی از اوضاع ایران و جهان دارد، لذا با صدور بیانیهای در 11 جمادیالثانی 1363ق/1323ش زمان مناسب قیام را یادآوری میكند: «امروز، روزی است كه نسیم روحانی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نكنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست كه مشتی هرزهگرد و شهوتران بر شما چیره و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود كنند.» 8
دوره چهارم زندگی امام (از 1340-1368)
این دوره همزمان با دو حادثه ناگوار آغاز میشود یكی رحلت آیتالله بروجردی (10 فروردین 1340) - كه ضایعهای برای جهان اسلام و در عین حال رفع موانع برای دشمنان ایران و اسلام بود. دیگری رحلت آیتالله كاشانی قهرمان مبازره با استعمار انگلیس كه روزگاری نامش لرزه بر اندام دشمنان ایران و اسلام میانداخت. همزمان با تسلط امریكا بر امور مملكت، فشار بر رژیم برای اجرای اصلاحات آمریكایی افزایش یافت و در قالب اصلاحات ارضی و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی با چشماندازی ظاهراً مردم فریب رخ نمود ولی در باطن از اتحاد شومی خبر می داد و تسلط آمریكا و اسرائیل و عوامل آنها را بر كلیه شئون مملكت فراهم میكرد. در این زمان امام در برابر اصلاحات آمریكایی به شدت ایستاد و رژیم شاه به تلافی، در دوم فروردین 1342 كه مصادف بود با شهادت امام جعفر صادق (ع) به مدرسه فیضیه یورش برد. در این حادثه تعدادی شهید و مجروح شدند. امام در پیامی به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه دست به افشاگری زد :« من مصمم هستم كه از پای ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم.» امام نطق تاریخی خود را در 13 خرداد 1342 در مدرسه فیضیه ایراد كرد و شاه فرمان خاموش كردن فریاد امام را صادر كرد. در شامگاه 14 خرداد امام دستگیر و به زندان قصر منتقل شد. صبح 15 خرداد خبر دستگیری امام به تهران و سایر شهرها رسید و مردم به خیابانها ریخته با شعار « یا مرگ یا خمینی» به سوی كاخ شاه به حركت درآمدند و قیام با شدت سركوب شد و به خون نشست. قیام (15 خرداد 1342) علیالظاهر با تبعید رهبر انقلاب به تركیه و سپس عراق از جوشش و جنبش افتاد. واقعه مرموز شهادت آقا مصطفی فرزند امام در 56 روح تازه ای به جنبش دمید. چاپ مقالهای توهینآمیز به امام و روحانیت در 17 دی ماه 1356 در روزنامه اطلاعات اعتراض شدید جامعه مذهبی را برانگیخت و قیام 19 دی ماه 1356 را به دنبال داشت. مراسم چهلم شهدای 19 دی قم به صورت پیامی در تبریز و اصفهان و یزد و شیراز و شهرهای دیگر ادامه یافت و به كشتار فاجعه 17 شهریور 57 منجر شد همچنین فرار شاه و ورود امام را به وطن نوید داد. مردم در پی استقبال بی سابقه خود در بهشت زهرا سخنرانی تاریخی امام خود را شنیدند و حكم سرنوشتساز ایشان را در لغو حكومت نظامی در 21 بهمن 57 با جان دل گردن نهادند و در پیشگیری از حملات نیروهای رژیم با، مناطق حساس را سنگربندی و در مدت 24 ساعت مبارزه بی امان، طرحهای كودتاچیان را نقش بر آب و هرگونه فرصت را از آنها سلب كردند. و بالاخره پیروزی قیام 15 خرداد در شب 22 بهمن 57 به گوش رسید.
از صبحدم 22 بهمن تا 13 خرداد 1368(رحلت امام) حوادث سنگین بیشماری با محدودیت و نقش خصمانه آمریكا و حمایت همه جانبه دول غربی با كمك گروهها و احزاب متعدد چپ و راست در ایران در مقابله با انقلاب اسلامی بروز كرد. این حوادث آن قدر گسترده بود كه در این مختصر نمیگنجد، فقط در یك جمله میتوان گفت هر كدام از آن حوادث به تنهایی می توانست مسیر انقلاب را منحرف كند و به شكست بكشاند، اما الطاف الهی و هوشمندی امام و وفاداری و آگاهی ملت ایران، تمام توطئهها را خنثی كرد به گونهای كه ملت ایران، در سال 1368 در حالی كه با پیكر مطهر امام خویش پس از 11 سال تحمل سختیها و مشكلات وداع میكرد، جمعیت چندین برابر بیشتر از لحظه ورود بود. عشق و پایداری مردم عمیقتر و قصدشان بر ادامه راه امام و انقلاب جدی تر و نظام شان علی رغم همه توطئهها و حوادث پر ثبات تر از هر زمان دیگر بود. روانش شاد و راهش پر رهرو باد
1. در این خصوص رجوع كنید به: كوثر (مجموعه سخنرانیهای حضرت امام ... ) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام ...، چاپ اول: 1371. جلد اول ص 615.
2. سید علی قادری، خمینی روحالله (زندگینامه امام خمینی ... ) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، چاپ سوم، بهار 1382. جلد اول ص 232- 236.
3. امیررضا ستوده. پا به پای آفتاب (گفتهها و ناگفتهها از زندگی امام ... ) تهران، نشر پنجره، بهار 1373. جلد 1 ص 30.
4. رجوع كنید به: قادری، خمینی روحالله، ص 260، و نیز سرگذشتهای ویژه جلد 6، ص 11.
5. شیخ صدوق نیز در آغاز كتاب خود ( من لا یحضر الفقیه) مینویسد: من مانند دیگر منصفان نكردهام كه هرچه به ایشان رسد از روایات در تصانیف خود آورند ... و هرودوت میگوید: دلیلی ندارد آنچه را میگویم و مینویسم همه را قبول داشته باشم. و این است فرق دانشمندان الهی و غیرالهی. دانشمندان الهی چیزی را میگویند و مینویسد كه خود آن را باور داشته باشند!
6. رجوع کنید به قادری، خمینی روحالله، ص 260 به بعد.
7. رجوع كنید به سخنان آیتالله پسندیده و آیتالله مظاهری، خبرنامه نخستین همایش حاج آقا نورالله اصفهانی، شماره اول ص16-17؛ شماره دوم ص13-12.
8. رجوع كنید به: صحیفه نور ( مجموعه 22 جلدی، رهنمودهای امام خمینی)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، چاپ سوم بهار 1382. جلد اول ص 4-6.
مرکزاسناد/محمد معینی
|
از 24 تا 26 ارديبهشت ماه جاري قرار است سران رژيم صهيونيستي جشن هائي به مناسبت شصتمين سال تاسيس اين رژيم برگزار نمايند. رژيم صهيونيستي با مقدماتي كه انگليس بعد از فروپاشي دولت عثماني فراهم ساخت و بعد از سركوب نهضت اسلامي عزالدين قسام كه براي بيرون راندن اشغالگران انگليسي از فلسطين و جلوگيري از ورود غاصبانه صهيونيست ها به اين سرزمين قيام كرده بود و عده زيادي از مردم فلسطين نيز به او پيوسته بودند و عليه اشغالگران مي جنگيدند در تاريخ 26 ارديبهشت 1327 اعلام موجوديت كرد. اكنون بعد از 60 سال موجوديت غاصبانه و اشغالگرانه كه سرتاسر آن با جنگ و خونريزي و آواره ساختن مردم فلسطين همراه بود سران رژيم صهيونيستي تصميم دارند شصتمين سال عمر اين رژيم را جشن بگيرند . با توجه به اينكه عدد 60 داراي خصوصيتي نيست كه به مناسبت فرا رسيدن آن جشن گرفته شود اين سئوال مطرح است كه چه چيز موجب شده سران رژيم صهيونيستي به فكر برگزاري چنين جشني بيافتند پاسخ اين سئوال را فقط شكست مفتضحانه صهيونيست ها در جنگ 33 روزه لبنان در سال 1385 مي تواند بدهد . آثار و پيامدهاي آن جنگ همچنان بر سرتاسر وجود سران رژيم صهيونيستي سنگيني مي كند و كابوس آن هنوز آنها را رها نكرده است . آنها براي رها شدن از اين كابوس به اقداماتي متوسل شده اند كه تاكنون هيچيك از آنها جواب نداده و مشكلشان را حل نكرده است . براي روزها و ماه هاي آينده نيز تدارك وسيعي ديده اند كه قاعدتا با انجام آنها نيز از اين كابوس نجات نخواهند يافت . بعضي از اين اقدامات اينها هستند : 1 ـ انتشار گزارش وينوگراد با هدف اقناع افكار عمومي داخلي و نجات دادن ايهود اولمرت از سقوط . اين اقدام هر چند موقتا اولمرت را از سقوط رهاند اما افكار عمومي داخل فلسطين اشغالي را قانع نكرد و بحران همچنان باقي است . 2 ـ بركناري چند تن از مسئولان ارتشي با هدف مقصر يا قاصر جلوه دادن آنها و جلوگيري از ناتوان جلوه كردن ارتش رژيم صهيونيستي . بويژه آنكه اين ارتش در طول تاريخ اين رژيم همواره به عنوان يك ارتش افسانه اي قدرتمند و شكست ناپذير مطرح شده بود و شكست در جنگ 33 روزه لبنان بشدت آنرا از اعتبار انداخته بود . اين اقدام نيز كاري از پيش نبرد و اكنون گزارش هائي كه از داخل ارتش رژيم صهيونيستي مي رسد حكايت از تزلزل شديد روحي افراد آن را دارد. 3 ـ برگزاري رزمايش و حمله به مناطقي از جنوب لبنان اقدام ديگري بود كه ارتش رژيم صهيونيستي انجام داد تا وانمود كند كه توان رزمي و روحيه نظاميان اسرائيلي دچار مشكل نشده است . در لبنان و جهان عرب نه تنها چنين برداشتي از اين اقدامات وجود نداشت بلكه صاحبنظران سياسي اعلام كردند اين نيز يك تلاش بي حاصل براي سرپوش گذاشتن بر ضعف هاي نظامي رژيم صهيونيستي است . 4 ـ به شهادت رساندن « عماد مغنيه » فرمانده ارشد حزب الله لبنان با همكاري آمريكا بعضي كشورهاي منطقه و مهره هاي داخلي آمريكا و اسرائيل در لبنان و عوامل نفوذي بيگانه در تشكيلات اطلاعاتي و امنيتي سوريه . سيد حسن نصرالله در پاسخ به اين اقدام اعلام كرد شهادت مغنيه بشارت نابودي اسرائيل است . دبيركل حزب الله لبنان با اعلام اين نكته سران رژيم صهيونيستي را چند پله از جائي كه فكر مي كردند با ترور عماد مغنيه قرار مي گيرند پائين تر كشيد و روحيه آنها و همه شهروندان اسرائيلي را بيش از پيش درهم شكست . 5 ـ در نهايت سران رژيم صهيونيستي بعد از ناكامي در اقدامات متعدد خود اكنون درصدد ترور دبيركل حزب الله لبنان برآمده اند . اين توطئه هرچند در طول سالهاي گذشته وجود داشته و با شكست مواجه شده ولي اكنون رژيم صهيونيستي درصدد اجراي آن به هر قيمت برآمده است . اين تلاش قبل از هر چيز نشان دهنده ضعف شديد صهيونيست ها و بحران عميقي است كه گريبانگير آنان شده است . 6 ـ در كنار اين اقدامات برگزاري جشن شصتمين سال تاسيس رژيم صهيونيستي تلاش ديگري براي ترميم روحيه از دست رفته و درهم شكسته صهيونيست هاست . آنچه سخنگوي گروه يهودي ناطوري كارتا « خاخام ديويدوايز » در مصاحبه با شبكه تلويزيوني الجزيره گفت عمق بحران در اركان رژيم صهيونيستي را نشان مي دهد. اين خاخام ضد صهيونيست گفت : « صدها هزار يهودي واقعي در سراسر جهان هرگز اسرائيل را به رسميت نمي شناسند. ما براي فروپاشي اسرائيل به درگاه خداوند دعا مي كنيم اسرائيل عمر زيادي نخواهد داشت زيرا برخلاف خواست خدا تشكيل شده است و ما هيچ ترديدي در اين باره نداريم » . حتي اگر اين خاخام يهودي چنين سخناني را به زبان نياورده بود نيز هيچ ترديدي وجود نداشت كه اسرائيل درحال فروپاشي است و عمر زيادي نخواهد داشت . دست و پا زدن هاي سران رژيم صهيونيستي نيز همانگونه كه تاكنون مشكلي را از صهيونيست ها حل نكرده از اين پس نيز بحران موجود در اركان اين رژيم را برطرف نخواهد كرد. اين دست و پا زدن ها براي انتقال بحران از داخل اسرائيل به خارج مرزها و مرعوب نمودن همسايگان و ملت فلسطين و حزب الله لبنان است . مقاومت مردم فلسطين و ساير مبارزان ضد صهيونيسم كار را قطعا يكسره خواهد كرد و رژيم عنكبوتي اسرائيل به زودي درهم خواهد شكست و جشن شصتمين سال تاسيس رژيم صهيونيستي به مقدمه اي براي نابودي آن تبديل خواهد شد. |
رئيس سابق مجلس رژيم صهيونيستي گفت:
اسرائيل مانند يك كشتي سرگرداني در اقيانوس است كه از آينده اش مطمئن نيست.
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي به نقل از راديو فرانسه، «آبراهام بورگ» با اعلام مطلب فوق افزود: براي عبور از صهيونيسم يا ورق زدن اين فصل در تاريخ يهود، اكنون بايد به ساحت انسان گرايي يهوديت كه در جامعه امروز اسرائيل اثري از آن نيست رجوع كرد.
وي تصريح كرد: امروز هيچ اسرائيلي نمي تواند ابراز اطمينان كند كه تا 30 سال ديگر فرزندانش در همين سرزمين خواهند زيست و اين حس ضعف و شكنندگي ناشي از اين است كه 60سال استقلال در قياس با دوهزارسال تبعيد و سرگرداني، تجربه كافي نيست تا امروز فرياد پيروزي سر دهيم.
بورگ همچنين گفت: احساس شكنندگي در اسرائيل از ناخوشي عميق تر ريشه مي گيرد.
مخالفت با ادامه نخست وزيري اولمرت
نتايج جديدترين نظرسنجي در سرزمين اشغالي نشان مي دهد كه 60 درصد از اسرائيلي ها خواستار استعفاي هرچه سريع تر اولمرت هستند.
به گزارش خبرگزاري ها به نقل از روزنامه صهيونيستي «يديعوت آحارونوت» براساس اين نظرسنجي اغلب اسرائيلي ها معتقدند كه ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي به دليل فساد گسترده مالي بايد هر چه سريع تر از مقام خود استعفا دهد.
60 درصد صهيونيست ها نخست وزير خود را لايق و مقبول نمي دانند و 33 درصد ديگر مايل به تمام شدن دوره نخست وزيري وي تا نوامبر 2010 ميلادي هستند.
بيشتر صهيونيست ها معتقدند كه اولمرت به دليل فساد مالي ديگر قادر نيست مسايل ديپلماتيك را رهبري كند.
سخنگوي پليس اسرائيل روز گذشته اعلام كرد كه نخست وزير رژيم صهيونيستي در مخالفت با قانون سرمايه گذاري براي احزاب در اسرائيل دست داشته است.
|
جزئيات برنامههاي سفر رهبر انقلاب به فارس |
|
مراسم استقبال از رهبر انقلاب امروزچهارشنبه از ساعت 8:30 از چهار راه زندُ، خيابان سعدي،خيابان فردوسي، بلوار هجرت، ميدان قائم(عج)، بلوار گلستان تا ورزشگاه حافظيه شيراز برگزار شد. ديدار عمومي رهبري با مردم در ورزشگاه حافظيه شيراز انجام شد و آرامگاه حافظ (مقابل ورزشگاه) نيز به منظور استقرار بخشي از جمعيت که امکان حضور در ورزشگاه به دليل ازدحام را نداشتند، در نظر گرفته شده بود. در سفر رهبر انقلاب به استان فارس که بيش از يک هفته به طول خواهد انجاميد، برنامه هاي متعددي پيش بيني شده و احتمال ديدار ايشان از شهرستان هاي نوراباد، کازرون و لار نيز وجود دارد. ديدار 4 هزار نفر از معلمان استان در روز معلم، ديدار 12 هزار تن از خانواده هاي شهدا در صحن شاهچراغ، ديدار با نخبگان اهل استان فارس که از نقاط مختلف کشور و بعضاً خارج از کشور دعوت شده اند و سخنراني رهبر انقلاب در اجتماع عظيم 16 هزار نفري دانشجويان در دانشگاه شيراز، از برنامه هاي ايشان در اين سفر خواهد بود.
شور و شوق زيادي همزمان با سفر رهبر معظم انقلاب در شيراز وجود دارد که غیر قابل وصف است و خيابان هاي شهر آذين بندي شده است. بخشی از سخنان آن حضرت: |
رهبر معظم انقلاب درباره حضرت آيت الله مصباح يزدي مي فرمايند:
«بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاي مصباح را مي شناسم و به ايشان به عنوان يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسائل اساسي اسلام ارادت قلبي دارم. اگر خداوند متعال به نسل كنوني ما اين توفيق را نداد كه از شخصيت هايي مانند علامه طباطبايي و شهيد مطهري استفاده كند، اما به لطف خدا، اين شخصيت عزيز و عظيم القدر، خلأ آن عزيزان را در زمان ما پر مي كند... اين هجوم هاي تبليغاتي كه به شخصيت هاي برجسته و انسان هاي والا و بااخلاق برجسته وارد مي كنند، نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يك نفر مثل جناب آقاي مصباح كه حقيقتا اين شخصيت عزيز، جزو شخصيت هايي است كه همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامي از اعماق دل بايستي قدردان و سپاس گزار اين مرد عزيز باشند، مورد هجوم تبليغاتي قرار مي گيرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحكم هر جايي كه باشد، آن جا را دشمن زود تشخيص مي دهد، چون حسابگر است. دشمن آن جا را مي شناسد و به مقابله اش مي آيد. با مرحوم شهيد مطهري هم همين جور برخورد كردند.»

تقدیم به میهمان اردیبهشت شیرازی ها
توهين نويسنده دوم خردادي به ملت و رئيس جمهور و عذرخواهي كروبي
به گزارش خبرگزاري فارس، نويسنده ای كه به دليل پاره اي مسائل سه سال قبل با تقاضاي 60نماينده از مجلس اخراج شد، ديروز در مقاله اي با عنوان آواز دلفين ها به ملت و رئيس جمهور اهانت كرد.
كروبي با اشاره به مقاله منتشره در روزنامه اعتماد ملي شنبه (31 فروردين ماه) ضمن ابراز تاسف از انتشار اين مقاله اظهار داشت: من وظيفه خود ميدانم كه از مردم ايران و نيز كساني كه در اين مقاله به آنها اهانت شده است پوزش بخواهم.
مسيح علي نژاد خبرنگار سابق روزنامه همبستگي، خبرنگار پارلماني سابق خبرگزاري كار ايران (ايلنا) و نويسنده كنوني روزنامه اعتماد ملي و سايت روزنا و همچنين نويسنده برخي سايت هاي ضد انقلابي مي باشد. وي مدتي بعد از اخراج از مجلس هفتم به انگليس و اسپانيا رفت. هم اكنون درلندن زندگي مي كند و هر از چند گاه به تهران ميآيد و اخيرا پس از مصاحبه با سيد محمد خاتمي تلاش كرده بود كه با محمود احمدينژاد و علي لاريجاني گفتگو كند كه به دليل سوابقش با درخواست وي موافقت نشده است.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8702010723
در پی انتشار این خبر نکاتی قابل اشاره است که :
بنام خدا
ضمن تقدیر از آقای کروبی از اینکه از ملت ایران و ریاست محترم جمهور این منتخت مردم ، عذرخواهی کرده و به به اشتباهشان نیز اقرار نموده اند سوالی مطرح است:
جناب اقای کروبی ؛
مگر ما انسانها باید همه چیزهای مثبت ومنفی را خودمان تجربه کنیم آیا فراموش کرده ایم که حضرت فرمودند : گذشته چراغ راه آینده است ؟
مگر شما خانم خبرنگار را نمی شناختید که 60نماینده مجلس اخراج او از مجلس را خواستار شدند؟
وقتی انسان بزگواری مثل شما که عمری را در راه اسلام و انقلاب مصروف داشته ، شانتاژهای یک خبرنگاری که بیگانه را بر هموطن ترجیح می دهد و اخلاق خبرنگاری را رعایت نمی کند را دوباره پس از تجربه خطاهای قبلی دعوت به همکاری می کند باید هم از پیشگاه ملت ایران عذرخواهی کند.
به نظر شما تا کی باید چشمان خود را بر واقعیات ببندیم و باعث رنجش خاطر مردمی بشویم که از بهترین نوع دموکراسی که دموکراسی مستقیم است برای حمایت از مسولین خود در پیش گرفته اند را فراهم نماییم ؟
به نظر شما کسی که خود را در اختیار بیگانگان وبرای بیگانگان وضدانقلاب تره خورد می کند برای روزنامه شما مفید بود؟
هرچند تلخ است اما به نظر شما وقت تجدید نظرکردن در مورد مسولین اداره کننده روزنامه اتان فرا نرسیده است؟
آزادهاي به قدمت تاريخ
گردشگری- اگر مسير اصلي يزد به شيراز را در پيش بگيريد، 140كيلومتر بعد از آغاز حركت، به شهري ميرسيد كه در داستانها و مثلهاي ايراني، جايگاه ويژهاي دارد؛ ابرقو.
شهري كه مظهر دوربودن شده است. فاصله اين شهر تا شيراز ۳۰۰كيلومتر و تا اصفهان ۲۸۰ و تا یزد ۱۴۰ کيلومتر است. البته اكنون اين منطقه بيشتر با نام «ابركوه» شناخته ميشود و يكي از شهرستانهاي استان يزد به شمار ميرود. ابركوه واقع در حاشيه فلات خشك مركزي ايران، منطقهاي است كه داستان و تاريخ مبارزه مردمانش با خسّت طبيعت و چپاول بيگانگان، بخشي از حماسه مردم ايرانزمين در مبارزه براي بقا را تشكيل ميدهد. فردوسي در شاهنامه از اين شهر به عنوان جاي پاي پهلوانان و حماسهسازان ايران باستان ياد ميكند.
ابركوه دياري است كمباران؛ پس اگر بناها با خشت و گل ساخته شده باشند، نبايد تعجب كرد؛ بناهايي كه هزاران سال پايدار ميمانند. در همهجاي اين شهرستان تاريخي، آثار باستاني برجايمانده از قرون مختلف بهوفور ديده ميشود. شهرستان ابركوه صاحب ميراثي گرانقدر و ماندگار است و قدمت تاريخي آن به عنوان پل ارتباطي شرق و غرب، از صلابت ويژهاي برخوردار است.
وجود 300 اثر تاريخي و مظاهري چون گنبد عالي، مزار پير حمزه سبزپوش، مقبره حسن بن كيخسرو، گنبد سيدون وگنبد گلسرخي، قطبيه، مسجد حاجيكامل، امامزاده احمد ابن جعفرع، منارههاي مسجد نظاميه، مسجد جامع ابرقو، مسجد بيرون يا مسجد امام رضا ع، پريشك يا پير صدق، پيرحسين، مقبره اشرفالدوله حسن بن شمسالدين مهر، امامزاده عباس، يخچال دوره قاجاري، تلهاي خاكستري، بيبي ساراخاتون، بناهاي كوه صفه، بادگيرها و محلههاي قديمي چون درقلعه، نبادان، جرمدين، صفاييه، جهانستان، دروازه ميدان، گلكاران، نظاميه و... از اين شهر، گنجينهاي ناشناخته از فرهنگ و تمدن ايراني ساخته است. اين بناهاي ارزشمند بيش از همه بر اهميت و بالندگي شهرستان ابركوه ميافزايد.
اما ابركوه جدا از همه اين آثار تاريخي و مذهبي، درختي دارد به كهنسالي تاريخ؛ درختي كه شايد در جهان بيهمتا باشد. سرو ابركوه در ميان همه آثار تاريخي آن شهر، جايگاهي ويژه دارد.
سرو ابركوه با گذشت هزاران سال از عمرش، سرسبز و شاداب در پهناي كوير يزد مقاوم و استوار ايستاده و جهانيان را شگفتزده كرده است.
دانشمندان و كارشناسان داخلي و خارجي، از اين درخت به عنوان كهنسالترين درخت جهان ياد ميكنند.
اخيرا دانشمنداني از ژاپن و روسيه از اين درخت ديدن كردند و عمرش را تا 8هزار سال برآورد كردهاند اما پيشتر الكساندر روف - دانشمند روسي - عمر آن را 4 تا 4هزارو500سال برآورد كرده بود. حمدالله مستوفي در كتاب «نزهتالقلوب» كه به سال 740هجري قمري تاليف شده، درباره اين سرو آورده است: « در آنجا سروي است كه در جهان، شهرتي عظيم دارد؛ چنانچه سرو كشمير و بلخ شهرتي داشته و اكنون اين از آن بلندتر و بزرگتر است». برخي مورخين معتقدند كه نهال اين درخت را «يافث» پسر حضرت نوح كاشته است. اين درخت به عنوان يك اثر طبيعي در سال1382 به ثبت شوراي عالي حفاظت محيطزيست كشور رسيده است. ارتفاع سرو ابركوه 25متر، دور تنه آن 5/11متر و محيط آن 18متر و نژاد آن از نوع سروهاي مديترانهاي است.
مهرماه سال گذشته، سامان كارگر - مدير پايگاه ميراث فرهنگي ابركوه - از پايان نخستين مرحله تقويت و تزريق مواد مورد نياز براي ادامه حيات درختان ديرزيست ابركوه خبر داد.
تقويت خاك و تزريق مواد مورد نياز درختان در چند مرحله و با فاصله زماني سهماهه انجام ميشود. در اين مراحل، مواد لازم براي حيات و تقويت درختان كه ممكن است در برهههاي مختلف دچار مشكل شده باشند، به صورت مواد يوني محلول و با فواصل معين به خاك اطراف درختان اضافه ميشود. جذب سريع و عوارض جانبي بسيار كم را ميتوان از جمله ويژگيهاي اين مواد در مقايسه با مواد شيميايي مورد استفاده كنوني دانست.
البته بد نيست بدانيد كه ابركوه چندين درخت كهنسال كمنظير يا بينظير دارد؛ مثلا اواخر سال82 غلامعباس خاموشي - مدير وقت اداره ميراث فرهنگي ابركوه - از ثبت دومين درخت سرو كهنسال ابركوه خبر داد. اين درخت در يكي از خانههاي قديمي در مركز شهر و كنار خيابان شهيد صدوقي به حيات خود ادامه ميدهد. عمر اين درخت زيبا و خرم كه به صورت تكساق است را بيش از هزارو400سال تخمين زدهاند. اين درخت بيش از 17متر طول دارد و دور تنه آن 3مترو52سانتيمتر است.








